سيد محمد حسيني شاهرودى / مصطفى آخوندى

115

اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام ( فارسى )

اسلحه و اثاثيهء خود را برداريد و برويد . اين نامه به‌دست يكى از كوفيان افتاد . وى پس از خواندن آن ، نامه را به دوستش داد . نامه همچنان دست به دست مىگشت و همه مىگفتند : اين نامه از دوست ماست كه خوبى ما را مىخواهد و طرح معاويه را بدين وسيله براى ما افشاء كرده است . از سوى ديگر ، معاويه دويست نفر كارگر را با بيل و كلنگ به‌سوى نهر آب فرستاد . آنان مشغول كندن آبراه شدند تا اصحاب حضرت را فريب دهند . اين حيله در عدّه‌اى از لشكريان حضرت مؤثّر افتاد ، به‌گونه‌اى كه سر به مخالفت گذاشتند . حضرت على عليه السلام ، فرمود : واى بر شما ! چاره‌اى كه معاويه انديشيده است ، به نفع او نيست و اين كار را نمىكند ، او مىخواهد شما موضع خود را رها كنيد تا نيروى خودش را جايگزين موضع شما كند . آنان را به خودشان واگذاريد تا هر كار مىخواهند انجام دهند . « 1 » در اين جا حضرت امير عليه السلام از نقشه و مكر دشمن آگاه مىشود ، ولى با سرپيچى نيروها از فرمان او ، خدعهء معاويه محقق مىگردد . در همين نبرد معاويه به فريبى ديگر دست زد كه جنگ صفين را به نفع او خاتمه داد . به پيشنهاد عمرو عاص دستور داد : قرآن‌ها را بر سر نيزه‌ها ببندند و بالا ببرند . حدود پانصد قرآن بالاى نيزه‌ها رفت . ابُوالْاعْوَر سَلمى ، پرچمدار معاويه كه بر استر سفيدى سوار بود ، فرياد مىزد : اى مردم عراق ! كتاب خدا ميان ما و شما حكم و داور باشد . « 2 » اهل شام نيز فرياد زدند : كتاب خدا بين ما و شما حكمفرما باشد و اگر ما را به قتل برسانيد ، مرزهاى شام را چه كسى حفظ خواهد كرد ؟

--> ( 1 ) - وقعة الصّفين ، ص 190 و 191 . ( 2 ) - همان ، ص 478 .